خرید بک لینک
دیشب دیدمش...

در قاب دخترکی با لباس گل دار سفید که مو های لختش روی شانه ریخته بود...با همان رنگ لبخند..

اما چشمانش...حتی دخترانه هم نشده بود...دو تیله ی سیاهرنگ آرام آرمیده بود در آغوش مژگانش....

او بود با کمی عطر دخترانه...

راستی چقدر خوب است خواهر اینقدر شبیه برادرش باشد

پ.ن:دیوانگی نوشت

برچسب: نویسنده: رها قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 شهريور 1397 ساعت: 11:26

صفحه بندی