ولی نمیدونم یه باره چی شد که ورق برگشت و اونقدر کار ریخت سرم که نمیتونستم سرمو بخارونم....در این حد....
ساعت بخوابم به میزان بسیار زیادی کاهش یافت و این مشغله به حدی بود که وقتی دوستم ازم پرسید فلان موضوع رو چیکار کردی یادم افتاد که اصا وقت نکردم راجع بهش فکر کنم....
دقیقا مامانم همیشه میگه همه کارا میمونه برا دقیقه نود....اخه چرا....
رانندگی امروز تموم شد...فقط مونده ازمونش که نمیدونم کی بشه....
و من خیلی ریلکس تو این دو هفته همه چیزو تموم کردم که خستگی این یک ماه در بیاد
یه همچین ادمی شدم من...
دیگه انتخاب واحد فردا هم که یه خیر و خوشی تموم بشه نصف کارا حله.....حله ها....
وقتی تغییر هارو تو خودم حس کردم که دیدم دنیای پارسال تا امسالم چققققدر تغییر کرده.....چقد تفاوت هست بینشون......
تغییر دلپذیری بود......
و یه توصیه فرهنگی......
کتاب ملت عشق رو حتما مطالعه بفرمایید.......یعنی این کتاب دنیای یه برا خودش....
فوق العاده....اصا حرف نداره....
و این که سریال مختار نامه داره پخش میشه....اونم ببینید
بدون شوخی میگم....
برچسب:
نویسنده: رها قنبریپور