
شهریور پر برنامه :)در ادامه، به نکات مهم و قابل توجه درباره شهریور پر برنامه :) اشاره خواهیم کرد. ولی نمیدونم یه باره چی شد که ورق برگشت و اونقدر کار ریخت سرم که نمیتونستم سرمو بخارونم....در این حد....ساعت بخوابم به میزان زیادی کاهش یافت و این مشغله به حدی بود که وقتی دوستم...ولی نمیدونم یه باره چی شد که ورق برگشت و اونقدر کار ریخت سرم که نمیتونستم سرمو بخارونم....در این حد....ساعت بخوابم به میزان زیادی کاهش یافت و این مشغله به حدی بود که وقتی دوستم ازم پرسید فلان موضوع رو چیکار کردی یادم افتاد...
ادامه مطلب
یعنی به جرعت میتونم بگم تا اواخر مرداد به قدری بیکار بودم که فقط منتظر می موندم شنبه بشه پنجشنبه من برم کلاس.... ولی نمیدونم یه باره چی شد که ورق برگشت و اونقدر کار ریخت سرم که نمیتونستم سرمو بخارون...
ادامه مطلب
به نام نامی سر، بسمه تعالی سربلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد که بندهی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند میروم با سر هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.» همان سری که "یحب الجمال" محوش بود جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر سری که با خودش آورد بهترینها را که یک به یک، همه بودن سروران را سر زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر س...
ادامه مطلب
این جا کربلا نیستاما هنوز کسی زره بر تن دارد مشکی هم بر دوش در گوشش تنها نغمه تلخ آه دخترکان زمزمه میشود بیرق را در دستانش محکم تر از همیشه گرفته خون چشمانش را که کنار میزند قامت خمیده ی بانویی را میبیند که آتش میزند جانش را آن چادر خاکی که در کوچه های غربت کشیده شده اینجا کربلا نیست اما مردیست که ب...
ادامه مطلب